تبليغاتX
فرهنگ و هنر (خوانش و....) - نگذاریم دیروز دیگران فردای ما باشد

فرهنگ و هنر (خوانش و....)

شعر و داستان و موسيقی و سينما .........

نگذاریم دیروز دیگران فردای ما باشد

در ماهی که گذشت و روزهايی که پشت سر گذاشتيم و در روزها و هفته های آينده سالگشت

فجيع ترين جنايات عليه بشريت است .

مجالی پيش آمد که توانستم فيلم پيانيست ساخته رومن پولانسکی را برای بار دوم به تماشا

بنشينم .تقارن ديدن اين فيلم با سالگشت بمباران اتمی توسط آمريکا بر شهر های هيروشيما

وناکازاکی وجنايات نازيها در ماتهاوزن وکشتار زندانيان در سال ۱۳۶۷ که بعنوان فاجعه ملی از

آن نامبرده ميشود،کاملأ اتفاقی بود.قصد دارام ويژه نامه ای برای فاجعه ملی تهيه کنم ،اما اين

مطلب را اختصا ص به ماتهاوزن وعناصر تشکيل دهنده آن دادام وبه نقل از ميكيس

تئودوراكيس که به مجموعه سرودهای خود  نا م ماتهاوزن داده است  ميگويم:

" وظيفه ای مهمتر از ان نيست كه از فرزندانمان دربرابر خطر فاشيسم محافظت كنيم. برای

همین تاریخ را باید زنده نگاه داشت"

                                           

يادآوری اين جنايات حداقل دو مزيت دارد:
۱.گراميداشت جانباختگان
۲.ياد آوری برای نسل امروز

    

و اما ماتهاوزن:
ماتهاوزن نام يكی از وحشتناكترين اردوگاههای مرگ دوران نازيسم و فاشيسم در جنگ جهانی دوم است. بيشترين زندانيان اين اردوگاه را كمونيست ها و يهوديان تشكيل می داند.
گروه های فاشیست موفق شدند در شرایط بحران و نابسامانی اجتماعی و اقتصادی در ایتالیا و آلمان قدرت را بدست بگیرند. سرمايه داران بزرگ آلمان که نگران بودند فقر و نارضايتی مردم از اوضاع اقتصادی برضد آنان جهت بگیرد به فاشیسم اجازه رشد دادند. وظیفه فاشیستها آن بود که از یکسو مخالفان سرمایه داران بزرگ یعنی چپ ها را سرکوب کنند و از سوی دیگر بعنوان دلسوزی برای فقر و مسکنت مردم، مسئولیت این وضع را از گردن حاکمان بردارند و به گردن بخشی از مردم عادی یعنی یهودیان بیاندازد. همان کاری که کوتوله های سياست ورز  ایرانی در دوره ای انجام دادند ودر شرايط امروز هم تمايل به تکرار ان دارند. برای بدبختی مردم دل میسوزانند و شعار مبارزه با "مرفهان بیدرد" میدهند،ولی در خلوت کار ديگر ميکنند.

 

تئودوراكيس خود چگونگی و دلالیل شكل گيری سرودهای ماتهاوزن را چنين بيان می كند:
"دوست خوبم ياكووس كامبانليس در زمان جنگ دوم جهانی در ماتهاوزن زندانی بود. در سال 1965 او چهار قطعه شعر درباره ماتهاوزن گفت و خواست كه برای آنها موسيقی تنظيم کنم. اين كار را با كمال ميل انجام دادم. نخست از ان جهت كه اين شعرها را دوست دارم، دوم بدليل انكه خود من در زمان اشغال نازی ها در زندان های ايتاليايی ها و آلمان ها بودم. ولی مهمتر از ايندو از آنرو كه تنظيم اين موسيقی به ما اين فرصت را ميدهد كه نسل جوانتر را با تاريخ آشنا كنيم، یعنی آنچه هرگز نبايد فراموش شود."

تئودوراکيس تاکيد می کند:
"يقينا ماتهاوزن قبل از هركس ديگر متعلق به آنانی است كه رنج فاشيسم را تحمل كردند و با ان جنگيدند. بايد جنايات نازی ها را مدام در ذهن داشته باشيم. زيرا اين تنها تضمين برای جلوگيری از تكرار آن است. ما هنوز ميتوانيم ببينيم كه كراهت روح فاشيستم اشكار نيست و بندرت چهره واقعی خود را نشان ميدهد. فرهنگ و تفكر فاشيستی هنوز درسراسر جهان به چشم می خورد. برای ما كه ناگزير بوديم دوران كثيف فاشيسم را بگذرانيم مهمترين وظيفه ان است كه از فرزندانمان در برابر اين خطر محافظت كنيم."

  از بناهای یادبود برای قربانيان ماتهاوزن

سرودهای ماتهاوزن كه نخست فقط به زبان يونانی بود، بعدا در سال 1995 در محل يادبود ماتهاوزن مجددا به زبانهای المانی و يونانی اجرا  شد و به چندين زبان مختلف ديگر نيز درامد. این سرودها متشکل از چهار قطعه شعر است بنامهای: آواز آوازها، آدونيس، فراری، و وقتی جنگها پايان می یابند.

آواز آوازها/ميکيس تئودوراکيس

           آدونیس از مجموعه ماتهاوزن 
       

       Theodorakis Sotoris Petroulas
         

          Theodorakis_z
           

             ترانه هاي ميهن تلخ،

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 19:52  توسط حمید  |